چرا ثروت خانوادگی در نسلهای بعد از بین میرود؟ از ساخت کسبوکار تا فروش داراییهای خانوادگی
اقتصادنیوز: انتقال ثروت از یک نسل به نسل دیگر همیشه به معنای حفظ داراییها و تداوم موفقیت اقتصادی خانوادهها نیست. بررسی دادههای مالیاتی در آمریکا نشان میدهد بسیاری از کسبوکارهای خانوادگی پس از...
اقتصادنیوز: انتقال ثروت از یک نسل به نسل دیگر همیشه به معنای حفظ داراییها و تداوم موفقیت اقتصادی خانوادهها نیست. بررسی دادههای مالیاتی در آمریکا نشان میدهد بسیاری از کسبوکارهای خانوادگی پس از واگذاری به نسل بعدی، با افت عملکرد مواجه میشوند. این روند میتواند فرصتهای تازهای برای کارآفرینان، سرمایهگذاران و خریداران بیرونی ایجاد کند.
انتقال بزرگ ثروت؛ آیا وارثان ثروتمندتر میشوند؟
نشریه اکونومیست در گزارشی با عنوان «از وراثت نترسید» به موضوع انتقال ثروت میان نسلها و تأثیر آن بر اقتصاد پرداخته است.
بر اساس این گزارش، نسلهای خاموش و بیبیبومر در آمریکا، یعنی افرادی که از دهه ۱۹۲۰ تا دهه ۱۹۶۰ متولد شدهاند، در سالهای آینده بیش از ۱۱۰ تریلیون دلار ثروت را به نسلهای بعدی منتقل خواهند کرد.
برخی معتقدند این انتقال گسترده ثروت در کشورهای ثروتمند میتواند شایستهسالاری و نظام سرمایهداری را تحت تأثیر قرار دهد و زمینه شکلگیری نسلی از وارثان ثروتمند را فراهم کند. بااینحال، دادهها تصویر متفاوتی از آینده ثروت خانوادگی ارائه میدهند.
بررسی اطلاعات مالیاتی آمریکا نشان میدهد مالکان کسبوکارهای خصوصی بخش بزرگی از ثروتمندان این کشور را تشکیل میدهند. حدود ۳ میلیون نفر از این افراد در میان یک درصد ثروتمندترین شهروندان آمریکا قرار دارند و میانگین ثروت هرکدام حدود ۲۵ میلیون دلار است.
این افراد کسبوکارهایی را اداره میکنند که خودشان راهاندازی کردهاند، خریدهاند یا از نسل قبل به ارث بردهاند. فعالیت آنها نیز به صنایع مختلفی اختصاص دارد که بسیاری از آنها چندان پرزرقوبرق نیستند.
در مجموع، این گروه بیش از ۱۰ برابر ثروت ۴۰۰ فرد حاضر در فهرست ثروتمندترین آمریکاییهای فوربس را در اختیار دارند. بااینحال، تنها حدود یکچهارم آنها کسبوکار خود را از طریق ارث به دست آوردهاند. این آمار نشان میدهد که بخش بزرگی از ثروت اقتصادی آمریکا همچنان حاصل فعالیت و مالکیت مستقیم افراد است.
چرا ثروت موروثی در نسلهای بعد کاهش پیدا میکند؟
روایت رایج درباره انتقال ثروت معمولاً بر ارث رسیدن پول، املاک و داراییهای مالی تمرکز دارد. اما بخش مهمی از این ماجرا به سرنوشت کسبوکارهایی مربوط میشود که پس از درگذشت صاحبانشان به نسل بعدی منتقل میشوند.
یک ضربالمثل قدیمی میگوید: «پدر میخرد، پسر میسازد، نوه میفروشد و نتیجه گدایی میکند.» بررسی دادهها نیز نشان میدهد که این الگو در بسیاری از خانوادههای ثروتمند دیده میشود.
بر اساس آمارهای مطرحشده در گزارش، تنها ۱۲ درصد از افرادی که در خانوادههای متعلق به یک درصد ثروتمند جامعه متولد شدهاند، در همان گروه باقی میمانند. همچنین ۴۰ درصد آنها نهتنها از یک درصد ثروتمند جامعه، بلکه از میان ۲۰ درصد بالای جامعه نیز خارج میشوند.
استعداد و سختکوشی ممکن است تا اندازهای میان نسلها منتقل شوند، اما بازگشت به میانگین در این ویژگیها میتواند یکی از دلایل کاهش ثروت خانوادگی باشد؛ بهخصوص زمانی که بخش اصلی دارایی خانواده به یک کسبوکار فعال وابسته است.
فرزندان صاحبان کسبوکار معمولاً نسبت به بنیانگذاران اولیه، تمایل کمتری به سرمایهگذاری مجدد سود در شرکت خانوادگی دارند. از سوی دیگر، بزرگ شدن در خانوادهای ثروتمند میتواند احتمال شکلگیری سبک زندگی پرهزینه را افزایش دهد.
در این گزارش اشاره شده است که سهم قابلتوجهی از مالکان جتهای خصوصی و ابرکشتیهای تفریحی را وارثان کسبوکارهای خصوصی تشکیل میدهند.
برخی مطالعات نیز نشان میدهند بسیاری از وارثان ثروتمند طی یک دهه بخش زیادی از ارث خود را خرج میکنند. همچنین شرکتهایی که مدیریت آنها بر عهده یکی از اعضای خانواده است، بهطور معمول عملکرد ضعیفتری نسبت به شرکتهایی دارند که مدیرعامل خانوادگی ندارند.
وارن بافت برای توضیح این موضوع، انتخاب فرزندان ارشد مدالآوران طلای المپیک ۲۰۰۰ برای حضور در تیم المپیک ۲۰۲۰ را با انتخاب ورزشکاران بر اساس شایستگی مقایسه میکند و چنین رویکردی را از نظر رقابت ورزشی نادرست میداند.
چرا اداره کسبوکار خانوادگی باید متفاوت باشد؟
زمانی که یک کسبوکار خانوادگی پس از انتقال به نسل بعدی با افت عملکرد مواجه میشود، فرصتهایی برای رقبا و سرمایهگذاران بیرونی به وجود میآید. آنها میتوانند وارد بازار شوند، با شرکت خانوادگی رقابت کنند یا آن را خریداری کنند.
داستان لری میلر؛ از کار در نمایندگی خودرو تا ساخت یک امپراتوری
لری میلر مسیر حرفهای خود را پس از ترک دانشگاه در ایالت یوتا آغاز کرد. او ابتدا در یک فروشگاه قطعات خودرو در سالتلیکسیتی مشغول به کار شد.
وقتی تلاشهای او در محل کار مورد توجه مدیران قرار نگرفت، تصمیم گرفت مسیر دیگری را دنبال کند. او ابتدا در یک تعمیرگاه و سپس در چند نمایندگی فروش خودرو فعالیت کرد.
میلر در نمایندگی تویوتای استیونسون توانست بخش قطعات خودرو را که از نظر میزان فروش در رتبه ۹۶۱ کشور قرار داشت، طی چند سال به رتبه نخست برساند.
او هشت سال در این مجموعه کار کرد و به مقام مدیر عملیات رسید. در این سمت، مدیریت پنج نمایندگی خودرو را بر عهده داشت.
بااینحال، پیشرفت حرفهای او با تصمیم مالکان شرکت متوقف شد. استیونسون به میلر اعلام کرد که برای فراهم کردن جایگاه مدیریتی برای هشت پسر مالک، باید از مدیریت مجموعه کنار برود و مسئولیت یک فروشگاه را بر عهده بگیرد.
میلر در واکنش به این تصمیم، شرکت را ترک کرد و مدت کوتاهی بعد یک نمایندگی خودروی محلی را خرید.
او در ادامه توانست مجموعهای بزرگ شامل بیش از ۶۰ نمایندگی خودرو، ۱۱ مرکز تعمیرات خودروهای تصادفی، چند مجموعه سینمایی و تیم بسکتبال یوتا جاز را ایجاد کند.
این نمونه نشان میدهد زمانی که یک کسبوکار خانوادگی نتواند خود را با تغییرات صنعت هماهنگ کند یا فرصت رشد را در اختیار افراد شایسته قرار دهد، ممکن است زمینه پیشرفت رقبای بیرونی را فراهم کند.
در آمریکا حدود ۲۰ درصد از شرکتهای بزرگ تحت کنترل خانوادهها هستند، درحالیکه این سهم در برخی کشورهای دیگر به حدود ۴۰ درصد میرسد. کشورهایی که سهم بیشتری از بنگاههای خانوادگی دارند، معمولاً درآمد سرانه پایینتر و شرکتهای کوچکتری را گزارش میکنند.
فروش کسبوکار خانوادگی؛ راهی برای حفظ ارزش دارایی
یکی از گزینههایی که صاحبان کسبوکارهای خانوادگی هنگام انتقال مالکیت به نسل بعدی در نظر میگیرند، فروش شرکت است.
بسیاری از مالکان به این نتیجه میرسند که واگذاری کسبوکار به وارثان، ممکن است دردسرهای بیشتری نسبت به ارزش واقعی آن ایجاد کند. به همین دلیل، فروش شرکت میتواند بهعنوان راهی برای نقد کردن دارایی و پایان دادن به مسئولیت مدیریت آن انتخاب شود.
در سالهای گذشته، شرکتهای سرمایهگذاری خصوصی به خرید کسبوکارهای خانوادگی متوسط توجه زیادی نشان دادهاند.
همچنین برخی فارغالتحصیلان دورههای مدیریت کسبوکار (MBA) بهجای فعالیت در شرکتهای سرمایهگذاری خصوصی، صندوقهایی به نام «صندوق جستوجو» (Search Funds) راهاندازی میکنند تا مستقیماً کسبوکارهای موجود را خریداری و مدیریت کنند.
این معاملات همیشه به یک نتیجه مشخص منتهی نمیشوند. در برخی موارد، ورود سرمایهگذاران به رشد سریعتر و حرفهایتر شدن شرکت کمک میکند. در موارد دیگر، شرکت با بدهی سنگین روبهرو میشود و بخشهای مختلف آن برای فروش از یکدیگر جدا میشوند.
بااینحال، هر دو مسیر میتوانند فرصتهایی برای نوآوری، بازسازی و شروع دوباره فعالیت اقتصادی ایجاد کنند؛ فرصتهایی که در اختیار افرادی قرار میگیرند که کسبوکار را به ارث نبردهاند، اما برای به دست آوردن آن تلاش میکنند.
مالیات بر ارث؛ چرا اصلاح نظام مالیاتی اهمیت دارد؟
با وجود چالشهای انتقال ثروت میان نسلها، گزارش اکونومیست معتقد است سازوکارهای اقتصادی میتوانند تا حدی از تثبیت دائمی ثروت در خانوادهها جلوگیری کنند.
بااینحال، یکی از موضوعاتی که نیازمند اصلاح است، نظام مالیات بر ارث و داراییهای افراد پس از مرگ آنهاست.
در بسیاری از کشورهای ثروتمند، قوانین مالیاتی مربوط به ارث و داراییهای متوفیان تضعیف شدهاند. این وضعیت به صاحبان کسبوکار اجازه میدهد شرکتهای بزرگ خود را با پرداخت مالیات اندک یا حتی بدون پرداخت مالیات به نسل بعد منتقل کنند.
در آمریکا، این روند علاوه بر نفوذ گروههای ثروتمند در سیاستگذاری، با حضور قانونگذارانی که خود صاحب کسبوکار هستند و از خلأهای قانونی بهره میبرند نیز ارتباط دارد.
تقویت و بازسازی نظام مالیات بر ارث میتواند به حفظ منابع مالی دولت و افزایش احساس عدالت در نظام مالیاتی کمک کند.
در نهایت، انتقال ثروت به نسلهای بعدی لزوماً به معنای حفظ جایگاه اقتصادی خانوادهها نیست. سرنوشت کسبوکارهای خانوادگی به نحوه مدیریت، میزان سرمایهگذاری مجدد، تصمیمهای مالکان و شرایط بازار وابسته است. از سوی دیگر، اصلاح نظام مالیاتی نیز میتواند در نحوه انتقال ثروت و توزیع آن در جامعه نقش داشته باشد.