پروژه جدید آمریکا در سودان؛ حذف اسلامگرایان و تضعیف دولت البرهان
آمریکا در تلاش است تا با اعمال فشار، مانع از مشارکت سیاسی اسلامگرایان سودانی در صحنه تحولات سیاسی این کشور شود به گزارش گروه بینالملل مرزاندیشه، پذیرش طرح پنج مادهای آمریکا برای صلح در سودان توسط...
آمریکا در تلاش است تا با اعمال فشار، مانع از مشارکت سیاسی اسلامگرایان سودانی در صحنه تحولات سیاسی این کشور شود
به گزارش گروه بینالملل مرزاندیشه، پذیرش طرح پنج مادهای آمریکا برای صلح در سودان توسط دولت و ارتش این کشور یکی از رویدادهای مهم در عرصه سیاسی هفتههای اخیر در شمال آفریقا بود. پذیرش این طرح در ژوئیه 2026 که با تحفظاتی در حوزه عقبنشینی از مناطق مختلف سودان همراه بود، این کشور را وارد مرحلهای تازه از کشمکش بر سر مشروعیت سیاسی و ترتیبات پساجنگ کرد. با وجود اینکه این موضع دولت و ارتش سودان و حتی نیروهای پشتیبانی سریع هنوز با ابهاماتی همراه است، ولی نفس پذیرش طرح مزبور از سوی این جریانات حاوی معانی و دلالتهای مهمی است که تأثیرات بسیاری بر آینده سیاسی سودان خواهد گذاشت.
طرح پیشنهادی آمریکا و اهداف آن در سودان
طرح پیشنهادی آمریکا که توسط «مسعد پولس»، دستیار ارشد دونالد ترامپ در حوزه عربی و آفریقایی حمایت میشود دارای پنج محور اصلی است و به گونهای طراحی شده که دولت سودان و ساختار امنیتی و نظامی آن را در ساختار سیاسی و امنیتی جدیدی استحاله کرده و زمینه را برای ایجاد یک سودان سکولار و غربگرا مهیا سازد. این طرح شامل محورهای زیر است:
1. توقف آتش بشردوستانه و ایجاد یک نقشه راه برای تبدیل آن به آتشبس پایدار: بر اساس این محور دو طرف با قبول یک توقف آتش 90 روزه به منظور تسهیل کمکرسانی به غیرنظامیان، زمینه را برای ایجاد یک مسیر سیاسی به منظور برقراری آتشبس پایدار را فراهم میکنند. همچنین سازوکاری بینالمللی با مشارکت سازمان ملل، اتحادیه آفریقا و اتحادیه عرب به منظور پشتیبانی از عقبنشینیهای محدود نیروها، که به ارسال کمکهای انسانی، محافظت از غیرنظامیان و بازگشت آوارگان یاری میرسانند، ایجاد خواهد شد. این محور همچنین بر حمایت از وحدت و تمامیت ارضی سودان، لزوم پایان یافتن مداخلات و حمایتهای خارجی و توقف حضور جنگجویان خارجی، ارسال سلاح از حامیان خارجی و ایجاد دولتی غیرنظامی تأکید دارد.
با وجود این که این محور در بسیاری جنبهها به نفع موضع دولت سودان است اما در نهایت دولت قانونی و مشروع سودان را در مسئله آتشبس، عقبنشینی و همچنین نظارت بر آتشبس از موضع دولت مشروع به موضع یکی از طرفهای درگیر با مشروعیت مشکوک تنزل میدهد. تمرکز طرح آمریکا بر عقبنشینی محدود نیروها در منطقه کردفان و شمال دارفور نیز شائبه تثبیت جبهههای موجود و تبدیل آن به خطوط جدا کننده دائمی را تقویت میکند. این امر سبب شده است دولت سودان بر لزوم شمول عقبنشینیها به مناطق گستردهتری از سودان تأکید داشته باشد.
2. ایجاد دسترسی بشردوستانه پایدار و حفاظت از غیرنظامیان: این محور به تضمین عبور کامل، ایمن، سریع، بدون مانع و پایدار کمکهای بشردوستانه و پرسنل، از جمله از طریق خطوط مقدم و گذرگاههای مرزی، با احترام به حاکمیت سودان میپردازد. این بنده همچنین به لزوم پایبندی به تمام تعهدات مربوط به حفاظت از غیرنظامیان، آزادی تردد و بازگشت ایمن و داوطلبانه آوارگان داخلی و پناهندگان، حفاظت و تعمیر زیرساختهای ضروری، تأسیسات عمومی و خدمات اشاره میکند.
با وجود تأکید بر حاکمیت سودان، ایجاد هرگونه ساختار دسترسی بشردوستانه به معنای نقض حاکمیت دولت سودان و از دست دادن بخشی از حقوق انحصاری این دولت به نفع بازیگران خارجی است.
3. تحقق آتشبس پایدار و ترتیبات امنیتی: این محور به مذاکره در مورد آتشبس دائمی و ترتیبات امنیتی مرتبط، از جمله گامهایی مانند عقبنشینی و استقرار مجدد نظامی در صورت لزوم، اولویت دادن به دارفور شمالی و کردفان شمالی، مطابق با سازوکار سازمان ملل، همراه با خلع سلاح، ترخیص و ادغام مجدد جنگجویان، ادغام نیروها در اردوگاهها و سایر اقدامات مرتبط میپردازد. ایجاد یک ارتش ملی متحد که در برابر یک دولت غیرنظامی مستقل و منتخب پاسخگو باشد، استقرار ناظران بینالمللی، بر اساس سازوکار سازمان ملل و با مشارکت اتحادیه آفریقا و اتحادیه کشورهای عربی، برای حمایت از اجرای آتشبس، تضمین پایبندی به آن و محافظت از غیرنظامیان، ضمن احترام به حاکمیت سودان نیز از مهم ترین بندهای این محور هستند. ترتیبات امنیتی نهایی بر اساس مفاد توافقنامه آتشبس دائمی و تصمیمات اتخاذ شده از طریق یک فرآیند فراگیر و سودانی-سودانی انجام خواهد شد.
این محور به گونهای نگاشته شده است که در صورت تحقق آن دولت و ارتش سودان در نهایت مجبور شود ساختار امنیتی، نظامی و اقتصادی خود را به نفع نیروهای غربگرا و سکولار تغییر داده و راه را برای نفوذ آمریکا و غرب در تاروپود آن هموار کند.
4. فرایند سیاسی و ساختار حکومت: این محور آغاز یک گفتگوی ملی جامع، فراگیر، مستقل و تحت رهبری غیرنظامیان برای شکلدهی به یک مرحله انتقالی را پیشبینی کرده است. رسیدن به یک فرآیند سیاسی غیرنظامی برای دستیابی به یک توافق سیاسی جامع و متحد کردن سودان تحت یک دولت غیرنظامی منتخب، ضمن حفظ نهادهای دولتی مهمترین هدف این محور است. بر طبق نگاه آمریکا این گفتگو، فرآیند سیاسی و نهادهای دولتی باید عاری از گروههای افراطی خشونتآمیز مرتبط با اخوان المسلمین یا شبهنظامیان و افرادی که مرتکب جنایات شدهاند همراه با اطمینان از عاری بودن سودان از مزدوران خارجی باشد. تعهد به شرکت در گفتگو با حسن نیت و انجام اقدامات اعتمادساز برای تضمین مشارکت فراگیر، آزاد و کامل از وظایف گروههای درگیر است. ایجاد یک دولت انتقالی غیرنظامی، مطابق با فرآیند جامع و متعلق به همه مردم سودان، برای اجرای اصلاحات، گفتگو، نظارت بر انتخابات آزاد و تضمین عدالت و پاسخگویی، خروجی اصلی این محور خواهدبود.
این محور از طرح ایالات متحده عملا به معنای تغییر نظام سیاسی سودان، بیرون راندن عناصر اسلامگرا از حاکمیت و محروم کردن دولت از هرگونه مشروعیت سیاسی و اخلاقی به نفع نیروهایی است که طی جنگ داخلی با مواضعی دوپهلو یا حتی در مواردی طرفدار نیروهای پشتیبانی سریع تلاش داشتند از جنگ داخلی به نفع دستورکار سیاسی خود بهره ببرند.
5. بهبود و بازسازی: این محور تدوین برنامههایی برای دستیابی به ثبات اقتصادی، حمایت از کشاورزی و تولید محلی و جذب کمک و سرمایهگذاری، ایجاد یک صندوق برای بازسازی زیرساختها و حمایت از توسعه بلندمدت تحت نظارت یک دولت غیرنظامی را پیشبینی میکند. این محور نیز هرگونه بازسازی را عملا به تغییرات عمیق در حاکمیت سودان و ایجاد یک دولت غیرنظامی منوط میکند.
دلایل پذیرش طرح پیشنهادی آمریکایی صلح از جانب سودان
با وجود دغدغههای خارطوم نسبت به طرح پیشنهادی آمریکا، پذیرش این طرح توسط دولت و ارتش سودان نشانه پذیرش نقش برتر آمریکا و غرب در شکلدهی به فرایند حل بحران سودان است، امری که قدرت مانور حاکمیت سودان را در بلند مدت کاهش خواهد داد. از این رو این سؤال مطرح است که دولت و ارتش سودان به چه علت مجبور به پذیرش این طرح شدند. این امر دلایل متعددی دارد که مهمترین آنها به شرح زیر هستند:
1. افزایش فشارهای بینالمللی: طرح پیشنهادی آمریکا هم اکنون حمایت اکثر بازیگران مهم در عرصه سودان به ویژه مصر، عربستان سعودی، اتحادیه اروپا و از همه مهمتر ایالات متحده آمریکا را دارد. این امر سبب شده است که دولت سودان فشار سیاسی بیشتری را برای ورود به این فرایند و یا دستکم تن دادن به توقف آتش انسان دوستانه افزایش داده است. در این راستا بیانیه گروه هفت در ژوئیه 2026 بر لزوم توقف درگیریها، تحقق آتشبس دائم و سپس گفتگوی سیاسی جامع به رهبری غیرنظامیان تأکید کرد. علاوه بر این رویکرد دولت آمریکا مبنی بر افزایش فشار بر اخوان المسلمین و سایر گروههای اسلامگرا و تروریستی اعلام کردن شاخههای این جنبش در مصر، لبنان و اردن نیز یکی از عوامل افزایش فشار بر حاکمیت سودان محسوب میگردد. دولت سودان از این بیم دارد که ادامه موضع مخالفت با طرح آمریکا این کشور را به تلاش برای تضعیف و براندازی حکومت سودان در شرق این کشور و حتی پشتیبانی از نیروهای پشتیبانی سریع سوق دهد.
2. تردید و بیتصمیمی دولت سودان: نخبگان سیاسی و نظامی حاکم بر دولت سودان از یک سو علاقمندند که با لغو تحریمهای بینالمللی موقعیت خود در سطح داخلی و جهانی تثبیت کنند. سودان همچنین به دلیل تجربه تحریمها هزینه مخالفت با آمریکا و ادامه سیاستهای دوران عمر البشیر را منفی قلمداد میکند. در مقابل این نخبگان با نگاه خصمانه آمریکا و غرب نسبت به خود مواجه هستند. به نظر میرسد آمریکا و غرب نخبگان حاکم بر دولت سودان، به ویژه در دو حوزه نظامی و امنیتی را به دلیل سابقه ارتباط با گروههای اسلامگرا و سیاست های دوران گذشته، فاقد صلاحیت لازم برای استمرار در حکومت میبیند و از این رو به دنبال بازسازماندهی سامان سیاسی در این کشور به نفع خود است. این امر سبب شده است که دولت سودان دچار نوعی بیتصمیمی و ناتوانی در تصمیم گیری شود. حاکمیت سودان از یک سو خواهان حفظ قدرت است و از سویی دیگر از مواجهه مستقیم با آمریکا ابا دارد. این امر سبب شده است که خارطوم نتواند از ظرفیت رقبا و دشمنان آمریکا برای بهبود وضعیت میدانی خود استفاده کند. این بی تصمیمی در نهایت منجر به تضعیف موقعیت سیاسی دولت و آسیب پذیری بیشتر آن شده است.
3. نشانههای تغییر موازنه میدانی به ضرر دولت سودان: با وجود پیروزیهای دولت سودان در سال 2024 و ابتدای سال 2025، میتوان گفت روند میدانی از آن زمان تا کنون به ضرر ارتش سودان تغییر کرده است و این امر در تصمیم دولت در پذیرش طرح آمریکا مؤثر بوده است. نیروهای پشتیبانی سریع از اواسط سال 2025 تا کنون به لطف حمایتهای نظامی و اطلاعاتی امارات از جمله دستیابی به سامانههای پدافندی و پهپادی چینی و همچنین حضور پرتعداد مزدوران خارجی به ویژه از آمریکای لاتین توانستهاند تا حد زیادی ضعفهای خود را پوشش داده و به طور نسبی بر برتری هوایی ارتش سودان فائق آیند. همچنین سقوط فاشر در اکتبر 2025 و کشیده شدن درگیریها به ابیض و محاصره این شهر، موضع ارتش سودان را بیش از پیش تضعیف کرده است. در صورت سقوط ابیض طی هفتهها و یا ماههای آینده، نیروهای پشتیبانی با تکیه بر رودخانه نیل خواهند توانست مرز طبیعی مهمی برای دفاع از خود به دست بیاورند و حتی قادر خواهند بود به طور مؤثرتری خارطوم را تهدید کنند. علاوه بر این، شبه نظامیان متحد با نیروهای پشتیبانی سریع نیز طی ماههای اخیر احتمالا با حمایت اتیوپی توانستهاند جبهههای جدیدی را در جنوب این کشور فعال کنند.
4. ساختارهای موازی ایجاد شده توسط نیروهای پشتیبانی سریع: نیروهای پشتیبانی سریع از اوت 2025 ضمن اتحاد با برخی از گروههای شورشی در دارفور و ائتلاف با برخی احزاب و شخصیتهای مدنی به خصوص برخی وزرا و مدیران سطح بالای دولت حمدوک، ساختارهای حکمرانی موازی در مناطق تحت سیطره خود ایجاد کردهاند. این ساختارهای موازی با هدف کسب مشروعیت و ایجاد یک مدل حکمرانی آلترناتیو در این مناطق و جداسازی ساختارمند غرب و شرق سودان شکل گرفتهاند. این اقدامات تا چاپ غیررسمی پول در مناطق تحت کنترل پشتیبانی سریع (با کمک رئیس بانک مرکزی در دوران حمدوک) پیش رفته است. در سایه تلاش غرب برای مشروعیت زدایی از دولت سودان، حاکمیت قانونی این کشور وضعیت فعلی را روندی خطرناک به ضرر موقعیت ممتاز خود به عنوان تنها نماینده قانونی سودان در سطح بینالمللی میبیند. از این رو ارتش و دولت سودان تلاش دارند با رفتن به سمت پذیرش طرح پیشنهادی آمریکا، از افول مشروعیت بینالمللی خود جلوگیری کنند.
5. تلاش برای در تنگنا قرار دادن نیروهای پشتیبانی سریع: بخش بزرگی از طرح پیشنهادی آمریکا شامل خروج مزدوران خارجی، عدم حمایت تسلیحاتی از طرفهای درگیر و قطح حمایتهای مالی و سیاسی تا حد زیادی نیروهای پشتیبانی سریع را متأثر خواهد کرد. این مسئله سبب شده است که موضع این نیروها نیز در قبال این طرح مبهم باشد. پذیرش طرح آمریکا توسط دولت در حقیقت نوعی انداختن توپ به زمین حمیدتی و جبهه سیاسی حامی او محسوب میشود.
دلالتهای پذیرش طرح صلح از جانب دولت سودان
طرح پیشنهادی آمریکا هنوز به طور کامل مورد پذیرش طرفهای درگیر واقع نشده است و ممکن است در مسیر اجرا با موانع بسیار و حتی شکست مواجه شود. اما با این وجود نفس پذیرش این طرف (صرف نظر از اجرا یا شکست) حاوی دلالتهای مهمی است که بر آینده سودان و منطقه تأثیر خواهد گذاشت. مهمترین این دلالتها را میتوان موارد زیر دانست:
1. پذیرش آمریکا و غرب به عنوان داور نهایی: دولت و حاکمیت سودان با پذیرش این طرح پیشنهادی عملا بر نقش ممتاز ایالات متحده در حل بحران سودان و ترسیم ترتیبات امنیتی و سیاسی پساجنگ صحه گذاشت. این یعنی این که دولت سودان به طور داوطلبانه و عامدانه از هرگونه کنشگری مستقل امنیتی و سیاسی که ممکن است خارطوم را به محورهای غیر آمریکایی سوق دهد چشمپوشی کرده است و راهحل را فقط در چانهزنی در درون ساختار آمریکایی تعریف میکند.
2. تشدید روند مشروعیتزدایی از دولت سودان: دولت سودان با محدود کردن سقف تحرکات خود ذیل ابتکار عملهای غربی و عربی عملا در حال تنزل جایگاه خود از دولت مشروع در حال جنگ با شورشیان به یکی از طرفهای درگیر در جنگ داخلی است. علاوه بر این دستور کار آمریکا در تضعیف دولت و تا حدی پشتیبانی سریع به نفع نیروهای سکولار و به صطلاح «مدنی» عملا مشروعیت داخلی و بینالمللی این دولت را تحلیل خواهد برد.
3. کاهش انسجام درونی در حاکمیت سودان: جریان اسلامگرا هنوز هم یکی از اجزای مهم ساختار سیاسی و امنیتی سودان محسوب میشود و گروههای اسلامگرای مردمی نقش مهمی در پیروزیهای ارتش سودان در مناطق مختلف این کشور داشتند. با وجود تحفظ حاکمیت سودان بر ذکر نام اخوان المسلمین در سند پیشنهادی آمریکا، این مسئله بدیهی است که از نظر واشنگتن، گروهها و حلقههای امنیتی و نظامی اسلامگرا نباید جایگاهی در آینده سودان داشته باشند. بنابراین به رغم تلاش دولت سودان برای ایجاد موازنهای ظریف میان خواستههای آمریکا و الزامات سیاست داخلی، این مسیر در نهایت به کاهش انسجام درونی حاکمیت در سودان منجر خواهد شد.
چشم انداز روندهای پیش روی آتیه سودان
با توجه به وضعیت فعلی در سودان و تحولات سیاسی رخ داده، پیشبینی میشود روندهای زیر در فضای سیاسی سودان رخ دهد:
1. واگرایی تدریجی میان سودان و روسیه، ایران و چین: به نظر میرسد با پذیرش طرح صلح پیشنهادی آمریکا، دولت سودان از تلاشهای خود برای نزدیکی به روسیه، چین و ایران و دریافت کمک از این کشورها به منظور موازنه سیاسی و نظامی در سطح بینالمللی دست بکشد و روابط خارطوم با این کشورها به تدریج دچار واگرایی شود.
2. افزایش فشارهای نظامی و سیاسی بر دولت سودان: به نظر میرسد دولت سودان طی هفتههای آینده شاهد فشارهای نظامی و سیاسی بیشتری به منظور کسب امتیازات بیشتر از حاکمیت این کشور باشد. به نظر میرسد بهترین سناریو برای آمریکا سقوط شهر ابیض و پس از آن تحمیل آتشبس به دو طرف درگیری در وضعیتی باشد که طرفین در یک وضعیت میدانی نسبتا برابر و فرسودگی کامل قرار داشته باشند. این امر به این معنا است که توانایی دولت در حفظ ابیض در موقعیت آینده حاکمیت سودان مؤثر خواهدبود.
3. تثبیت خطوط سیطره و تقسیم تدریجی سودان: برقراری توقف آتش بشردوستانه در سودان راه را برای تثبیت خطوط سیطره و تبدیل آن به مرزهای جداکننده و تقسیم تدریجی سودان فراهم خواهد کرد. این امر تا حدی از این ناشی میشود که توقف آتش باعث تثبیت ساختارهای حکمرانی نیروهای پشتیبانی سریع در مناطق تحت سیطره و حتی تعامل مشروع این نیروها با بازیگران خارجی و سازمانهای بینالمللی به بهانه نظارت بر آتشبس و کمکرسانی خواهد شد. همچنین پیشبینی میشود ایالات متحده به رغم تمایل به اعمال تغییر در سودان، نتواند یا نخواهد توانست به پروژه تقسیم سودان خاتمه دهد.
4. بروز برخی تغییرات در حاکمیت سودان: افزایش فشارهای سیاسی بر حاکمیت سودان به ویژه در حوزه حذف اسلامگرایان از صحنه معادلات سیاسی به واسطه فشارهای دولت آمریکا در نهایت ممکن است به تغییراتی در حاکمیت سودان و حتی افزایش تعاملات خارطوم با بازیگران نزدیک به رژیم صهیونیستی منجر شود. این امر ثبات داخلی ساختار سیاسی سودان را با چالشهایی مواجه خواهد کرد.