قزوین؛ شهری هزارساله در هویت، تاریخ و ناشناختههای شگفتانگیز
قزوین را میتوان شهری دانست که هر وجب آن، لایهای از تاریخ، هنر، تمدن و تلاش مردمانی نجیب و سختکوش نهفته است، شهری که در گذر سدهها، پایتخت حکومتها بوده، روشنفکران و مجاهدان را در دامانش پرورانده،...
قزوین را میتوان شهری دانست که هر وجب آن، لایهای از تاریخ، هنر، تمدن و تلاش مردمانی نجیب و سختکوش نهفته است، شهری که در گذر سدهها، پایتخت حکومتها بوده، روشنفکران و مجاهدان را در دامانش پرورانده، ارامنه و مسلمانان را در کنار هم جای داده و در میان بازارهای پرهیاهو و محلههای کهن خود، بناهایی را به یادگار گذاشته که هرکدام گنجینهای از سبکشناسی معماری ایران به شمار میآیند.
قزوین فقط شهری با غذاهای لذیذ، شیرینیهای خوشنام، مردمی خونگرم و مهماننواز و آثار تاریخی پرشمار نیست؛ قزوین شهری است که نخستین هتل ایران به شیوه امروزی را طی سالهای پایانی دوره قاجار در خود جای داد، مکانی که هویت سفر و اقامت مدرن را برای نخستین مرتبه در کشور شکل داد، در کنار آن، عمارتهای باشکوهی چون عالیقاپو و چهلستون همچون نگینهایی ارزشمند در بافت تاریخی شهر میدرخشند و یادآور روزگاری هستند که قزوین در اوج شکوه سیاسی و فرهنگی ایران قرار داشت.
قزوین را بیش از هر چیز به شهر دروازهها و آبانبارها میشناسند؛ دروازههایی چون دربکوشک و تهران قدیم که زمانی ورودیهای مهم شهر به شمار میرفتند و آبانبارهایی مانند سردار بزرگ، سردار کوچک، مسجد جامع و مولاوردیخان که معماری آنها نشاندهنده اوج کارآمدی و زیبایی در سازههای آبی ایران است.
اما در میان این همه بنا و اثر پرآوازه، تعداد زیادی از بناهای تاریخی قزوین وجود دارد که یا کمتر شناخته شدهاند یا کمتر بدانها پرداخته شده؛ بناهایی که هر یک گرهی از هویت فرهنگی شهر را در دل خود نگاه داشتهاند و امروز نیازمند معرفی بیشتر و توجه دقیقترند.
یکی از مهمترین این بناها، مسجد-مدرسه صالحیه است؛ مدرسهای که زمانی بزرگترین مرکز علمی ایران در قرن سیزدهم هجری محسوب میشد و مردان بزرگی همچون سید جمالالدین اسدآبادی، میرزای شیرازی و سید اشرفالدین حسینی (نسیم شمال) در آن تحصیل کردهاند؛ این بنا با وسعتی نزدیک به چهار هزار و هفتصد متر مربع توسط ملا حاج صالح برغانی، از علمای برجسته قزوین و برادر شهید ثالث، در سال ۱۲۶۲ قمری بنیان نهاده شد.
موقعیت این مکان در بخش غربی بازار و در محله دیمج، آن را به یکی از آثار ارزشمند و کمتر دیده شده در میان انبوهی از بناهای تاریخی و ارزشمند قزوین تبدیل کرده، در کنار آثار مذهبی و علمی، آبانبار زنانه بازار نیز از جمله بناهایی است که با وجود اهمیت فراوان، کمتر شناخته شده است، آبانبارهای قزوین از شهرت جهانی برخوردارند؛ آقا حکیم، سردار بزرگ، سردار کوچک و آبانبار مسجد جامع هرکدام شاهکاری در معماری سنتی ایرانی به شمار میآیند، اما آبانبار زنانه بازار بهرغم آنکه بزرگترین آبانبار بازار قزوین است در فراز و نشیب تاریخ کمتر مورد توجه قرار گرفته.
این بنا که در ضلع غربی مسجدالنبی واقع شده، توسط حاج ملا عبدالوهاب از علمای بزرگ دوره فتحعلیشاه قاجار ساخته شد، سردر اصلی آن از میان رفته و بازسازی فعلی آن تنها بر اساس شواهد باقیمانده صورت گرفته است، این آبانبار پنج بادگیر دارد که همگی پشت دیوارهای بازار و مسجد پنهان شدهاند و همین ویژگی آن را به نمونهای خاص در میان آبانبارهای تاریخی ایران تبدیل میکند.
یکی دیگر از بناهای کمتوجه شده اما بسیار مهم، مقبره رئیسالمجاهدین است که در بیستوپنج کیلومتری جاده قزوین – تهران و در حوالی شهرستان آبیک قرار دارد، میرزا حسن شیخالاسلام، فرزند میرزا مسعود شیخالاسلام قزوینی از رهبران برجسته نهضت آزادیخواهان مشروطه بود.
وی به دلیل مبارزات گسترده و تلاشهای بیوقفه در برابر استبداد به لقب رئیسالمجاهدین ملقب شد، میرزا حسن شخصیتی عدالتخواه، ظلمستیز و مردمی بود و در کنار فعالیتهای سیاسی به ساخت بناها و تاسیسات عامالمنفعه نیز همت گماشت.
وی که در سال ۱۲۴۵ شمسی در قزوین به دنیا آمد و در ۱۲۹۸ شمسی درگذشت، در آرامگاهی که خود ساخته بود به خاک سپرده شد، با وجود زمان نسبتا کوتاهی که از ساخت این مقبره میگذرد، روایتها و افسانههای فراوانی پیرامون او شکل گرفته که حتی در فرهنگ عامه مردم نیز جایگاهی خاص یافته است.
در میان بناهای کهن قزوین، حمام صفا نیز جایگاه ویژهای دارد، این حمام که از دوره قاجار به یادگار مانده و حدود ۱۱۰۰ متر مربع وسعت دارد در انتهای خیابان مولوی قرار گرفته است، بر اساس کتیبه معلق سردر ورودی، این بنا در سال ۱۲۵۹ قمری توسط حاجی حسن بن حاجی عبدالله برای خاندان امینی ساخته شد.
حمام صفا، همچون بسیاری از گرمابههای سنتی ایرانی، دارای ۲ بخش مجزا برای مردان و زنان است و بخشهای گوناگون آن از جمله سربینهها، خلوتها، صحنها و حوضها از سنگ مرمر صیقلی ساخته شدهاند، این حمام نمونهای ارزشمند از معماری اقلیمی و ذوق هنری دوره قاجار در قزوین است.
پیرامون محله بلاغی، یکی از قدیمیترین مساجد قزوین، یعنی مسجد حیدریه قرار دارد، قدمت اولیه این بنا به قرن دوم هجری بازمیگردد و گفته میشود که پیش از اسلام نیز در محل آن آتشگاهی قرار داشته است، مسجد پس از زلزله سال ۵۱۳ هجری قمری به دست امیر خمارتاش تجدید بنا شد و امروزه یکی از برجستهترین نمونههای معماری سلجوقی در قزوین به شمار میآید.
محراب باشکوه مسجد، شاهکاری از گچبریهای دوره سلجوقی میباشد که در زمینهای لاجوردی، آیاتی از قرآن کریم را در خود جای داده، ۶ کتیبه به خط کوفی و ۹ سقف گنبدیشکل در اطراف و داخل محراب، زیبایی و خلوص هنری بینظیری به این بنا بخشیده است.
مدرسه تاریخی التفاتیه نیز از دیگر بناهایی است که با وجود قدمت بسیار، کمتر مورد توجه قرار گرفته است، این مدرسه در خیابان امام خمینی کنونی قرار دارد و در عصر پادشاهان مغول توسط خواجه التفات، یکی از امرای آن دوره، ساخته شد.
طرح مدرسه دو ایوانی و یک طبقه است و سردر ورودی آن در دوره پهلوی، هنگام احداث خیابان، تخریب گردید، کتیبه نفیس آن هماکنون در بخش دوره اسلامی موزه ایران باستان نگهداری میشود، حیاط مدرسه مستطیلشکل است که با استفاده از طرح چهارگنجه، به شکلی هشت ضلعی درآمده و دور تا دور آن بیستوشش حجره و یک مدرسه قرار دارد.
از ویژگیهای بارز مدرسه التفاتیه، آبانباری است که دقیقاً در مرکز حیاط ساخته شده و نمونهای کمنظیر از ترکیب کاربری علمی و کاربردی در معماری مدارس کهن ایران به شمار میرود.
در میان بناهای مذهبی و فرهنگی کمتر شناخته شده قزوین، کلیساهای این شهر نیز جایگاه مهمی دارند، کلیسای آسوریان، کلیسای کانتور و کلیسای ارامنه، هر یک بخشی از هویت چند فرهنگی قزوین را تشکیل میدهند، کلیسای ارامنه که باید برای دیدن آن به خیابان طالقانی رفت، بنایی است که به دلیل گسترش حضور ارامنه در قزوین و کوچک بودن کلیسای قبلی در سال ۱۳۱۵ خورشیدی ساخته شد.
این بنا که هرپسِ مقدس نام دارد، دارای نمازخانه، سالن اجتماعات و مدرسهای مخصوص جامعه ارمنی بوده و نقشی مهم در بافت فرهنگی اقلیتهای مذهبی قزوین ایفا کرده است، درب دیگر کلیسا نیز به خیابان خیام باز میشود و این ویژگی، نقش ارتباطی آن را با دو محور مهم شهری تقویت کرده است.
در کنار همه این آثار شناختهشده و ناشناخته، خانه شهیدی نیز از جمله بناهای ارزشمند دوره قاجار است که در محله آخوند قرار دارد، این خانه که تنها قسمت بیرونی آن باقی مانده از جمله نمونههای اصیل معماری مسکونی قزوین محسوب میشود.
اتاقهای کوچک و کمارتفاع در ۲ طبقه، در دو سوی تالار مرکزی قرار گرفتهاند، تالار با سقف بلند، غنچهپوشهای زیبا، قابهای چوبی، گچبریها و نقاشیهای روی چوب و دیوار تزئین شده و نشان دهنده سلیقه و هنر صاحبان و معماران خوشذوق آن روزگار است.
اما شاید یکی از خاصترین بناهای قزوین که کمتر بدان پرداخته شده، مقبره شهید ثالث باشد، این بنا در خیابان سپه، ضلع غربی میدان شهدا قرار دارد، بنای مسجد را به دوره قیونلوها نسبت میدهند اما ایوان مجاور آن متعلق به دوره قاجار است. سنگ قبر شهید ثالث، یکی از زیباترین نمونههای هنر خوشنویسی، نقاشی و حکاکی در ایران است و اثر ملکمحمد قزوینی، هنرمند برجسته عصر خود، به شمار میآید.
مقبره دارای ۲ طبقه، شامل زیرزمین و همکف است؛ زیرزمین شامل دو بخش مجزا، یکی مدفن شهید ثالث و خاندان بهشتی و دیگری سرداب است، طبقه همکف شامل فضای مسجد و مقبره بوده و گنبدی که بر فراز آن قرار دارد، زیبایی بنا را دوچندان ساخته است.
کلام آخر:
با نگاهی دقیق به مجموعه بناهای تاریخی قزوین، به ویژه آن دسته که در سکوت تاریخ و بیاعتنایی زمان پنهان ماندهاند، به روشنی میتوان دریافت که مساله تنها کمبود آثار یا نبود ظرفیت گردشگری نیست؛ مشکل اصلی در کمتر معرفیشدن، کمتوجهی و فقدان روایتسازی موثر نهفته است.
بسیاری از این بناها، هرچند ارزش معماری و تاریخی بسیار بالایی دارند، در تعامل روزانه مردم و گردشگران جایگاه روشنی پیدا نکردهاند و اغلب در سایه بناهای مشهورتر شهر قرار گرفتهاند.
این کمنمایی، نه فقط آسیب فرهنگی که تهدیدی برای بقا و هویتشان است؛ زیرا بنایی که دیده نشود، دیر یا زود در معرض تخریب، بیمرمتی یا حتی فراموشی قرار میگیرد.
گردشگری قزوین معمولا بر چند نقطه شناخته شده و باقی نقاط در سایه این قطبها گم شدهاند، نبود فعالیتهای پژوهشی مداوم، کمبود برنامههای آموزشی و معرفی در مدارس و ضعف در جذب سرمایهگذاران برای احیای بناهای کمتر شناخته شده نیز این چرخه را تشدید کرده است.
با این حال، راه خروج از این وضعیت روشن و دستیافتنی است، نخستین گام، آغاز طرحهای احیا و معرفی برای بناهای کمنام و نشان است؛ طرحهایی که هم بر حفاظت فیزیکی بنا تاکید داشته باشند و هم بر بازنمایی فرهنگی آن.
نصب تابلوهای اطلاعاتی دقیق، طراحی راهنماهای چندزبانه و تولید نقشههای گردشگری که این بناها را در رینگ اصلی بازدید قرار دهد، میتواند بخشی از این مسیر باشد، گام بعدی، روایتسازی و رسانهای کردن تاریخ قزوین است؛ تولید مستندهای کوتاه، گزارشهای روزنامهای، مسترنقشههای دیجیتال و محتوای شبکههای اجتماعی که هرکدام بخشی از داستان این بناها را روایت کنند.
مشارکت مردم و جامعه محلی نیز نقشی کلیدی در این راه دارد؛ زیرا هیچ برنامه میراثی بدون حضور مردم پایدار نمیماند، میتوان از انجمنهای فرهنگی، راهنمایان محلی، هنرمندان و صاحبان کسبوکار برای شکلدادن تورهای محلهگردی و رویدادهای فرهنگی بهره برد که البته در این زمینه در قزوین اقدامات مثبتی انجام شده است.
در سطح کلانتر، احیا و معرفی این بناها باید بخشی از هویتسازی نوین قزوین باشد؛ هویتی که نه فقط به آثار مشهور شهر، بلکه به تمام لایههای پنهان و پیدای تاریخ آن برمیگردد، تنها با این نگاه است که میتوان قزوین را از شهری با گذشته باشکوه به شهری با شکوفایی امروز تبدیل کرد؛ شهری که تاریخ نه در سکوت، بلکه در جریان زندگی جاری باشد.
بناهای کمتر شناختهشده قزوین سرمایههای خاموشی هستند که اگر شنیده شوند، میتوانند روایت تازهای از تاریخ این سرزمین بیافرینند؛ روایتی که هم به شهر شکوه میدهد و هم به نسلهای آینده پیوندی عمیق با هویت خود میبخشد.